به جای نفرت و نفرین به تاریکی چراغی برمی افروزیم! آپدیت روزانه

این قیافه و این همه توقع ؟؟!!

تاریخ:شنبه 6 خرداد 1396-06:15 ق.ظ

این قیافه و این همه توقع ؟؟!!


در زمان قدیم شخصی برای خرید كنیز به بازار برده فروشان رفت.
به حجره ای رسید كه برده ای زیبا در آن بود با صفات نیک ..و توانایی های بسیار.
در آخر هم گفته بودند :
اگر بهتر از این را هم بخواهید، به حجره بعدی مراجعه فرمایید.
در حجره بعدی هم ..
كنیزی زیباتر با خصوصیات خوب و توانایی های بیشتر برای فروش بود .
ضمنا بر بالای سر او هم همان جمله قبلی نوشته شده بود كه:

اگر بهتر از این را می خواهید به حجره بعدی مراجعه نمایید .
این بندۀ خدا كه حریص شده بود، از حجره ای به حجره دیگر می رفت و برده ها را تماشا می کرد و در نهایت هم همان جمله را می دید.
تا این كه به حجره ای رسید كه هر چه نگاه كرد، در آن برده ای ندید.
فقط در گوشه حجره آینۀ تمام نمای بزرگی را مشاهده نمود.درست که دقت كرد.
خودش را تمام و كمال در آیینه دید .دستی برسر  وروی خود کشید .
در این هنگام چشمش به بالای آینه افتاد كه این جمله را نوشته بودند :
با این ریخت و قیافه و این همه توقع ؟؟!!...



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
***** ------------------------------------ --------------------------------------

.