به جای نفرت و نفرین به تاریکی چراغی برمی افروزیم! آپدیت روزانه

کیسه های شن!

تاریخ:یکشنبه 21 خرداد 1396-11:20 ق.ظ

 کیسه های شن! 

 

مردی با دو چرخه به خط مرزی می رسد .او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد:

« در کیسه ها چه داری؟» 

پاسخ می دهد: « شن» .

مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود،او را بازداشت می کند.ولی پس از بازرسی فراوان واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد.بنابراین به او اجازه عبور می دهد.

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن، مرد دیگر در مرز دیده نمی شود. یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید: 

من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ 

قاچاقچی لبخند زنان می گوید : دوچرخه!!!

بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند . به قول سهراب:"چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید.

براستی چقدر در کار ها و زندگیمان دنبال کیسه های شن هستیم؟



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
***** ------------------------------------ --------------------------------------

.