به جای نفرت و نفرین به تاریکی چراغی برمی افروزیم! آپدیت روزانه

بزرگ ترین معشوق!

تاریخ:دوشنبه 11 دی 1396-11:49 ق.ظ

بزرگ ترین معشوق!


بشر حافی گوید :
از بازار بغداد می گذشتم . یکی را هزار تازیانه بزدند که آه نمی کرد . او را به زندان بردند . از پی وی برفتم ، پرسیدم: 

این زخم بهر چه بود ؟
گفت : از بهر آن که شیفتۀ عشقم ! 

گفتم: چرا زاری نکردی تا تخفیف دهند ؟
گفت : #معشوقم به نظاره بود ! به مشاهدۀ معشوق چنان مستغرق بودم که پروای آزار بدن نداشتم .
گفتم : آن دم که به دیدار بزرگ ترین معشوق رسیده بودی ، چون بودی ؟ 


همان دم نعره ای زد و جان نثار این سخن کرد !

#كشف_الاسرار
@virachannel



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
***** ------------------------------------ --------------------------------------

.