به جای نفرت و نفرین به تاریکی چراغی برمی افروزیم! آپدیت روزانه

چگونه زنم را خوشحال کنم؟ / طنز

تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-01:06 ب.ظ

 چگونه زنم را خوشحال کنم؟ / طنز

یک بنده خدایی ، کنار اقیانوس قدم می زد و زیر لب ، دعایی را هم زمزمه می کرد . نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت: - خدایا ! می شود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟ 

  ناگاه ، ابرى سیاه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق ، صدایى از عرش اعلى به گوش رسید که می گفت : 

  چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟ 

 مرد ، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت : 

 - اى خداى کریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم !! از جانب خداى متعال ندا آمد که : 

  - اى بنده ى من ! من ترا به خاطر وفادارى ات بسیار دوست می دارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم ، اما ، هیچ می دانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ می دانى که باید ته اقیانوس آرام را آسفالت کنم ؟ هیچ می دانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟ . من همه ى این ها را مى توانم انجام بدهم، اما ، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى ؟ 

 مرد ، مدتى به فکر فرو رفت ، آنگاه گفت : 

 - اى خداى من ! من از کار زنان سر در نمى آورم ! می شود بمن بفهمانى که زنان چرا مى گریند ؟ می شود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا می شود به من یاد بدهى که چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟ 

  صدایی از جانب باری تعالى آمد که : 

  اى بنده من ! آن جاده اى را که خواسته اى ، دو باندى باشد یا چهار باندى؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پگاه
چهارشنبه 30 اسفند 1391 10:17 ب.ظ
لووووس بود
بابا
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 06:35 ق.ظ
خندیدم از ته قلب.
مطلب جالبی بود.
به وبلاگ مامان و بابا و بچه ها هم سر بزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
***** ------------------------------------ --------------------------------------

.